یادگاری

به باد ها نام تورا آموخته ام

 تا باران بگیرد

کسی نیست دلتنگ تو نباشد

حتی کودکان خزیده در کنج بندر گاه ها

زیر پله ها

کپرهاو

ویرانه ها

باد که بوزد

جهان عطر تو را می گیرد

پرده ها کنار می رود

وچشم ها نگران میشود

 بیمار هاو

گرسنه ها

آنی درد را فراموش می  کنند

 باروتها نم می گیرد

آدم ها

بوی خاک می شنوند

جای خون

به بادها نام تورا آموخته ام

......

 

 

 

/ 0 نظر / 38 بازدید