حکم

جوخه آماده آتش

چشم های جهان را بسته اند

خیره به دوردست لبخند می زند

مرد

 وآخرین ترانه اش را زمزمه می کند

دوست ات دارم

دوس

ات

دار

 در سپیده دمی که هیچ کس بی دار نیست

حکم را بلند می خوانند:

بی شلیک گلوله ای

بی غارت  ریالی

بی تجربه دروغی

 

 

در استقبال  گلوله

گل به پیراهن سفید  می چسباند

شلیک

سرخ نمی شود گل سرخ

سیاه می شود جهان

وآفتاب به تجربه طلوع دیگر ی می رود

 

/ 1 نظر / 33 بازدید
سطرگریه

سلام زیبا بود لذت بردیم به روزیم با کار تازه [گل