شيکا اويلی
نویسنده: شیکااویلی - ۳۱ فروردین ۱۳٩۱

ماه

برسفره شبانه گالش

قرص نان شرم ساری ست

فقیرانه

-دست های سپاس اش-

ستاره ای ناشناخته را تمنا می کند

نویسنده: شیکااویلی - ٢٢ آبان ۱۳٩٠

فرشته ها حورشید را

به خانه ای دور هدیه کردند

جهان اتفاق تازه ای را تجربه می کرد

منظومه تو شکل گرفت

بعد ها هرکه  حسادت کرد

مزرعه ای از آفتاب گردان  کاشت

سال هاست

نه فرشته ای  نازل شد

نه خورشیدی  زاده

نویسنده: شیکااویلی - ۱۱ تیر ۱۳٩٠

1)

گل اناری

روی حوض خشک

صدای گریه کودکی پیر

و شاپرکی که به آسمان می رود

2)

در ایوان باز

کفش های برزگی که ناگهان کوچک شد

بوته خشک گل سرخ

صدای خنده های بادی دور

3)

روی تاقچه

خاکی که کتاب می خواند

حسنک قناری لال

کوکب روح سرگردان شب های آبادی

4)

تکیه بر عصای پیری

 در ست کنار جاده ای تا بی نهایت

با حسرتی جوان

لیلی جان را می خواند پیرمرد

5)

اویل

خسته از رنج های طویل

چنان سگرمه هایش درهم است

 انگار  هیچ کجای جهان وطنی نداری

 

مطالب قدیمی تر »
شیکااویلی
بر بلندای البرز یکی از روز های تابستانی مرداد51در دهکده کوهستانی ((اویل-AVIL ))چشم گشودم سال هاست که خنکای مه رادر همه ی مرداد ها ی زندگی حس می کنم... ا ثر: غروب در چشم های تو چه می کند ؟ نشر ادنا 1378 در انتظارچاپ: درد هماز (شعربومی) مه پنجره چراغ
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :